آموزش زبان انگلیسی رایگان صفر تا صد [گام به گام]

اصطلاحات رانندگی در انگلیسی: ✅🏎️ معرفی واژگان کاربردی + مثالهای متعدد

در ادامه سری مقاله های آموزش گام به گام زبان انگلیسی با مطلب جدیدی برای معرفی واژگان و اصطلاحات رانندگی در خدمت شما هستیم. لطفا با ما همراه باشید.

در ادامه می توانید لیستی از این اصطلاحات را همراه با مثالهای متعدد مشاهده کنید:

آزمون تعیین سطح گاما

Double-park

زمانی که یک ماشین یا تعدادی ماشین به موازات ماشین های دیگری که پیش از این در یک خط پارک شده اند، پارک می شوند. در چنین حالتی به احتمال زیاد راه رفت و آمد ماشین های ردیف اول بسته می شود.

I got really angry when I saw a car has blocked me in by double-parking.

(وقتی دیدم که یه ماشین با پارک دوبل راهمو بسته حسابی عصبانی شدم.)

Put on/wear your seatbelt

کمربند ایمنی را بستن.

You must put on your seatbelt or I won’t start the car.

(باید کمربندتو ببندی یا ماشین رو روشن نمی کنم.)

1

Flag somebody down

زمانی که فردی با دست تکان دادن از ماشینی درخواست توقف می کند.

He was really terrified when a police officer flagged him down.

(وقتی که یک افسر پلیس براش دست تکون داد که متوقف بشه حسابی ترسیده بود.)

Pull over

کنار زدن.

Just pull over! I don’t like to stay in the same car with you.

(فقط بزن کنار. نمی خوام با تو تو یه ماشین بمونم.)

Release/ pull the handbrake

ترمز دستی را پایین/بالا کشیدن.

I told you to release the handbrake first.

(بهت گفتم که اول ترمز دستی رو بکشی.)

Drive at a snail’s pace

با سرعت خیلی پایین رانندگی کردن.

Why are you driving at a snail’s pace? We won’t make it to the wedding if you keep doing this.

(چرا داری این قدر یواش رانندگی می کنی؟ اگر بخوای این جوری پیش بری به عروسی نمی رسیم.)

2

Exceed the speed limit

از سرعت مجاز سریعتر رفتن.

Don’t exceed the speed limit. It’s dangerous.

(از سرعت مجاز فراتر نرو. خطرناکه.)

Signpost

تابلو راهنما.

The signpost says “Shiraz 35 kilometers”.

(تابلو راهنما می گه که شیراز 35 کیلومتر دیگه است. )

Go up the gears

دنده عوض کردن و سرعت ماشین را بالا بردن.

I’m going to go up the gears and increase my speed.

(می خوام دنده عوض کنم و سرعت ماشین رو ببرم بالا.)

Put the brakes on

ترمز کردن.

Put the brakes on!

(ترمز کن.)

Overtake

سبقت گرفتن.

I went up the gears to overtake the car before me.

(سرعتم رو بردم بالا تا از ماشین رو به روییم سبقت بگیرم.)

Honk

بوق زدن.

I wasn’t used to hearing cars honking all night, so I barely managed to sleep.

(من به شنیدن بوق ماشین کل شب عادت نداشتم پس به سختی تونستم بخوابم.) اصطلاحات رانندگی در انگلیسی

Reverse

دنده عقب گرفتن

I reversed into a small alley.

(توی یه کوچه کوچیک دنده عقب رفتم.)

لطفا امتیاز بدید
موسسه گاما

مژده آتش آب پرور

دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات انگلیسی و علاقه مند به هر چیزی که مرتبط با دنیای زبان انگلیسی باشد!

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
کارشناسان ثبت نام زبان
×