آموزش زبان انگلیسی رایگان صفر تا صد [گام به گام]

کالوکیشن های say در زبان انگلیسی: ✅📚 کاربرد معنایی + مثالهای متعدد

در ادامه سری مقاله های آموزش گام به گام زبان انگلیسی با مطلب جدیدی برای معرفی کالوکیشن های فعل say در انگلیسی در خدمت شما هستیم. لطفا با ما همراه باشید. کالوکیشن های say

در ادامه می توانید لیستی از این کالوکیشن ها را به همراه توضیحات و مثال های مربوطه مشاهده کنید:

Have a say in something

به زمانی اشاره می کند که فرد در رابطه با موضوعی حق اعمال نظر و تصمیم گیری داشته باشد. در حقیقت حرف او خریدار داشته باشد و افراد حاضر باشند که به آنچه که او می گوید عمل کنند.

It seems like everyone has a say in what my future should be like but myself.

(به نظر میاد که همه حق دارن که برای اینکه آینده من باید چه طور باشه تصمیم گیری کنن ولی خودم نه.)

Say something!

اگر وقتی که انتظار دارید کسی درباره موضوعی حرفی بزند و یا واکنشی نشان دهد او کاملا ساکت باشد می توانید از این کالوکیشن استفاده کنید که بگویید: “خب یه چیزی بگو!”

Please say something. I can’t help you if you tell me what you want.

(لطفا یه چیزی بگو. من نمی تونم بهت کمک کنم مگر اینکه بهم بگی که چی می خوای.)

say something

Say a word

از این کالوکیشن در دو حالت استفاده می شود: 1) به شکل منفی شده برای اینکه به کسی گفت نباید درباره چیزی کلمه ای حرف به زبان بیاورد و به کسی درباره چیزی بگوید. 2) با فعلی مثبت برای تهدید کردن فرد با گفتن اینکه اگر کلمه ای حرف درباره چیزی به کسی بگوید چه عواقبی ممکن است پیش روی او یا هر کس دیگری باشد.

Don’t say a word to anyone about what you saw tonight.

(یه کلمه هم درباره چیزی که امشب دیدی به کسی نگو.)

If you say a word to anyone we’re all be ruined.  

(اگر یه کلمه به کسی چیزی بگی همه مون نابود می شیم.)

Say the word

اگر بخواهید به کسی بگویید که به محض اینکه از شما بخواهد حاضرید هر کاری را به هر قیمتی برای او انجام دهید می توانید از این کلمه استفاده کنید.

Just say the word and I’ll destroy the whole world for you.

(تو فقط کلام کن و من همه دنیا رو برات نابود می کنم.)

If I may so say

این اصطلاح راهی مودبانه برای بیان حقیقت یا انتقادی تلخ است که احتمال به وجود آوردن دلخوری بین افراد را دارد.

What you did – if I may say so – was a total waste of time for all of us.

(کاری که کردی – اگر مشکلی نیست که بگم – هدر دادن وقت همه مون بود.)

Say nothing

اگر می خواهید به کسی بگویید که ساکت باشد و درباره چیزی اصلا اظهار نظر نکند می توانید از این کالوکیشن استفاده کنید.

Say nothing! I’ve had enough of your lies.

(یه کلمه هم حرف نزن. به اندازه کافی دروغ به خوردم دادی.)

Can honestly say

زمانی که بخواهید که چیزی را در نهایت صداقت بیان می کنید می توانید از این کالوکیشن استفاده کنید.

I can honestly say that I’m really happy to have you as my friend.

(می تونم در نهایت صداقت بگم که از اینکه دوستمی خیلی خوش حالم.)

Say no more

زمانی که می خواهید به کسی بگویید که به طور کامل منظور او را درک کرده اید و دیگر لازم نیست که توضیحات بیشتری به شما بدهد می توانید از این کالوکیشن استفاده کنید.

“I think he’s cheating on you. I saw him holding hands with another girl.”

“Say no more. To be honest, I’ve known this for a while now.”

(“فکر می کنم داره بهت خیانت می کنه. دیدمش که دست یه دختر دیگه رو گرفته بود.”

“دیگه نمی خواد چیزی بگی. راستش خودم یه چند وقتیه که می دونم.”)

Have you anything to say?

اگر بخواهید از کسی بپرسید: “چیزی برای گفتن داری؟” می توانید از این پرسش استفاده کنید. کالوکیشن های say

What’s wrong, Jane? Do you have anything to say?

(مشکل چیه جین؟ چیزی برای گفتن داری؟)

Say for sure/certain

این کالوکیشن به معنای “در کمال اطمینان قادر به گفتن چیزی بودن” است.

I can’t say for sure that I’ll be at the party tonight.

(نمی تونم با اطمینان بگم که امشب به مهمونی میام.)

I just wanted to say …

این جمله واره می تواند راهی مودبانه برای شروع جمله ای برای نشان دادن قدردانی یا ابراز علاقه به فردی دیگر باشد.

I just wanted to say that I really care about you a lot.

(فقط می خواستم بهت بگم که خیلی بهت اهمیت می دم.)

I just wanted to say how much I appreciate you being there for me all the time.

(فقط می خواستم بهت بگم که چه قدر قدردان اینکه همیشه در کنارمی هستم.)

do you have anything to say for yourself

It’s easier said than done.

اگر می خواهید که بگویید که حرف زدن درباره کاری از انجام دادنش راحت تر است می توانید از این جمله استفاده کنید.

I could say that I’ll write six articles per day, but in reality it’s easier said than done.

(می تونم بگم که هر روز شش تا مقاله می نویسم ولی در حقیقت گفتنش از عمل کردن بهش راحت تره.) کالوکیشن های say

It goes without saying

اگر بخواهیم بگوییم که چیزی عملا واضح است و نیازی به بیان کردن ندارد می توان از این کالوکیشن استفاده کرد.

Of course, it goes without saying that we’ll do our best.

(البته نیازی به گفتن نیست که ما همه تلاشمون رو به کار می گیریم.)

Do you have anything to say for yourself?

اگر کسی اشتباهی مرتکب شده باشد و بخواهید از او بپرسید که “آیا چیزی داری که در دفاع از خودت بگی؟” می توانید از این پرسش استفاده کنید.

You told me you were studying really hard for your English exam and yet you’ve failed again. Do you have anything to say for yourself?

(بهم گفتی که داری به سختی برای امتحان انگلیسی درس می خونی ولی همچنان دوباره رد شدی. چیزی داری که برای دفاع از خودت بگی؟)

that said

Having said that / that said

این دو اصطلاح با despite هم معنی هستند. زمانی از آن ها استفاده می کنیم که بخواهیم ایده ای متضاد نسبت به آنچه که گفته ایم عنوان کنیم.

He never cares about anyone’s birthday, having said that, he always remembers mine and cares to celebrate it with me.

(اون هیچ وقت به تولد کسی اهمیت نمی ده ولی علارغم این همیشه تولد منو یادشه و براش مهمه که باهام جشن بگیره.)

لطفا امتیاز بدید
موسسه گاما شیراز

مژده آتش آب پرور

دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات انگلیسی و علاقه مند به هر چیزی که مرتبط با دنیای زبان انگلیسی باشد!

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
کارشناسان ثبت نام زبان
×