آموزش زبان انگلیسی رایگان صفر تا صد [گام به گام]

کاربرد معنایی sure enough در انگلیسی + ✅ مثال‌های متعدد

در ادامه سری مقاله های آموزش رایگان زبان انگلیسی، با مطلب جدیدی برای معرفی کاربرد معنایی اصطلاح sure enough  در خدمت شما هستیم. لطفا با ما همراه باشید. معنی sure enough 

توضیح کاربرد معنایی sure enough

اصطلاح sure enough اصطلاحی غیررسمی است که برای گفتن آن است که چیزی دقیقا به همان شکلی است که انتظارش می رفت.

برای درک بهتر به مثال زیر و توضیح ارائه شده برای آن توجه کنید.

She said Dad was in the study, and sure enough, he was there.

ترجمه: گفت که بابا توی اتاق کاره و همون طور که انتظار می رفت همون جا بود.

در اینجا فرد طبقه گفته شخصی دیگر و احتمالا تجربه خود انتظار دارد که پدرش را در اتاق کار ببینید و وقتی به آنجا می رفت طبق انتظار او را در آنجا پیدا می کند.

این دقیقا همان مفهومی است که از sure enough  انتظار داریم. اینکه چیزی دقیقا طبق انتظار و پیش بینی ما پیش می رود.

Sure enough

مثال در جمله های انگلیسی

برای اینکه به درک بیشتری از مفهوم این اصطلاح محاوره ای برسید به مثال های زیر توجه کنید و در ادامه سعی کنید جمله های خود را بسازید.

He predicted it would rain, and sure enough, dark clouds rolled in later.

ترجمه: اون پیش بینی کرد که بارون می باره و دقیقا طبق انتظار سر وکله ابرهای سیاه پیدا شد.

She suspected her team would win the game, and sure enough, they emerged as champions.

ترجمه: اون توی دلش باور داشت که تیمش می بره و طبق انتظار قهرمان شدن.

The doctor warned of possible side effects, and sure enough, the medication caused drowsiness.

ترجمه:

دکتر درباره عوارض جانبی قرص هشدار داد و همون طور که انتظار می رفت دارو باعث خواب آلودگی شد. معنی sure enough 

He had a feeling the answer was right in front of him, and sure enough, he found it in the last paragraph.

ترجمه: اون حس این رو داشت که جواب دقیقا جلوه و دقیقا یه جایی توی پارگراف آخر پیداش کرد.

They were skeptical about the rumor, but sure enough, it turned out to be true.

ترجمه: اون ها درباره شایعات شک و شبهه داشتن و طبق انتظار همه شون درست در اومدن.

She suspected her brother was behind the missing cookies, and sure enough, she found crumbs in his room.

ترجمه: اون مشکوک بود که برادرش بیسکوئیت ها رو برده و طبق انتظار توی اتاقش خرده بیسکوئیت پیدا کرد.

They anticipated delays due to heavy traffic, and sure enough, they arrived late to the meeting.

ترجمه: اون ها انتظارش رو داشتن که به خاطر ترافیک تاخیر داشته باشن و دقیقا دیر به جلسه رسیدن.

He expected the package to arrive within a week, and sure enough, it was delivered on time.

ترجمه: اون انتظار داشت که بسته در عرض یک هفته برسه و دقیقا همون موقع به دستش رسید.

The teacher warned the students about a challenging test, and sure enough, it was difficult.

ترجمه: معلم به دانش آموزان هشدار داد که امتحان چالش آوری پیش روشون هست و دقیقا همون طوری شد.

لینک های مفید

چنانچه به دنبال موسسه آموزشی مناسبی برای یادگیری زبان انگلیسی هستید به شما پیشنهاد می کنیم که لیست بهترین کلاس های زبان تهران را بررسی نمایید.

همچنین به شما پیشنهاد می کنیم مقاله کاربردهای معنایی sure در انگلیسی را مطالعه کنید.

 

 

 

 

لطفا امتیاز بدید
موسسه گاما

مژده آتش آب پرور

دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات انگلیسی و علاقه مند به هر چیزی که مرتبط با دنیای زبان انگلیسی باشد!

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
کارشناسان ثبت نام زبان
×