آموزش زبان انگلیسی رایگان صفر تا صد [گام به گام]

اصطلاحات مربوط به طلاق در انگلیسی: ✅ کالوکیشن ها و واژگان کاربردی + مثالهای متعدد

در ادامه سری مقاله های آموزش گام به گام زبان انگلیسی با مطلب جدیدی برای معرفی واژگان و کالوکیشن های کاربردی مرتبط با طلاق در این زبان در خدمت شما هستیم. لطفا با ما همراه باشید. اصطلاحات مربوط به طلاق در انگلیسی

لیست اصطلاحات مربوط به طلاق در انگلیسی

در این مقاله این اصطلاحات را در غالب یک جدول برای شما جمع آوری کرده ایم.

1

Their marriage wasn’t working anymore so they got divorced.

(ازدواجشان دیگر کار نمی کرد به همین دلیل طلاق گرفتند.) اصطلاحات مربوط به طلاق در انگلیسی

Get divorced

(طلاق گرفتن)

We’re considering a trial separation for the sake of our children.

(به خاطر بچه هامون تصمیم گرفتیم که فقط مدتی موقتی از هم دور باشیم تا ببینیم چی میشه.)

Trial separation

(مدت زمانی که یک زوج بدون طلاق از یک دیگر جدا زندگی می کنند تا بتوانند مشکلات خود را حل کنند. اگر بعد از این مدت نتوانند دوباره به توافق برسند به شکل رسمی از هم جدا می شود.)

Jane’s estranged husband has called her after six months.

(شوهر جین که ترکش کرده بعد از شش ماه تماس گرفته.)

 

Estranged husband/ wife

(وقتی که دو فرد جدا نشده اند ولی یکی از آن ها دیگری را ترک کرده و آن ها دیگر روابط عاشقانه ای با هم ندارند از این اصطلاح استفاده می شود.)

Mark didn’t expect Rose to file for a divorce.

(مارک انتظار نداشت که رز درخواست طلاق کنه.)

File for a divorce

(به شکل رسمی درخواست طلاق کردن.)

They didn’t want to go to divorce court so they decided to settle out of court about how to split their assets.

(نمی خواستن به دادگاه طلاق برن پس تصمیم گرفتن که خارج از دادگاه درباره نحوه تقسیم اموالشون تصمیم بگیرن.)

Split assets

(تقسیم اموال بعد از طلاق)

It’s over. We signed the divorce papers today.

(تموم شد. امروز برگه های طلاق رو امضا کردیم.)

Sign divorce papers

(برگه های طلاق را امضا کردن.)

Laura blindsided Daniel with a divorce. He thought they were happy together. So he didn’t expect it at all.

(لارا با درخواست طلاق دنیل رو غافل کرد. دنیل فکر می کرد که با هم خوش حال هستند. پس اصلا انتظارش رو نداشت.)

 

Blindside someone with a divorce

(کسی را با درخواست طلاق غافل گیر کردن)

It was an amicable split. They both knew it was time to let go of each other.

(یه جدایی مصالمت آمیز بود. هر دو می دونستن که وقتش رسیده همدیگه رو رها کنن.

Amicable split

(جدایی توافق آمیز/ مصالمت آمیز)

I’m sorry I’ve been distant recently. You know that I’m going through a messy divorce.

(ببخشید که اخیرا یه کم سرد رفتار می کنم. می دونی که درگیر یه طلاق آشفته هستم.)

A messy divorce

(از این اصطلاح زمانی استفاده می شود که دو طرف برای طلاق درگیر یک جنگ قانونی بزرگ می شوند.)

He asked her to sign a prenuptial agreement before they got married.

(قبل از اینکه ازدواج کنن ازش خواست که توافق نامه ازدواج رو امضا کنن.)

prenuptial agreement

(مدرکی که قبل از ازدواج درباره نحوه تقسیم اموال در صورت جدایی امضا می شود. چون مطابق قانون بسیاری از کشورهای غربی اموال بعد از طلاق به شکل مساوی تقسیم می شود گاهی اوقات فردی که به شکل قابل توجهی ثروتمندتر است از طرف مقابل درخواست امضای این مدرک را می کند تا اموال خود را در صورت جدایی از دست ندهد.)

Jane and Oliver are going through a custody battle.

(جین و الیور دارن سر حضانت بچه شون می جنگن.)

Going through a custody battle

(زمانی که زوجین برسر حضانت فرزندان خود در پروسه طلاق دعوای حقوقی دارند.

James seems to be reluctant to pay child support.

(به نظر میاد جیمز تمایلی به پرداخت نفقه برای بچه ها رو نداره.)

Pay child support

(پرداخت هزینه بزرگ کردن فرزندان)

Marian is trying to win full custody of her children.

(ماریان داره سعی می کنه که حضانت کامل بچه هاشو بگیره.)

Fully custody

(گرفتن حضانت کامل فرزند یا فرزندان)

They have joint custody of their children.

(اون ها حضانت مشترک فرزندانشون رو دارن.) اصطلاحات مربوط به طلاق در انگلیسی

Joint custody

(حضانت مشترک فرزندان)

The husband was forced to pay his wife alimony for the rest of his life.

(شوهر مجبور شد که برای بقیه عمرش به همسرش نفقه پرداخت کنه.)

Alimony

(پولی که بعد از طلاق یکی از زوجین موظف به پرداخت به طرف مقابل باشد. در ایران صرفا مردها ممکن است به پرداخت این پول در غالب مهریه موظف باشند ولی در بعضی از کشورها حتی زن ها تحت شرایطی ممکن است مجبور باشند پولی را به همسر سابق خود پرداخت کنند.)

2

مقاله های مرتبط

 

اصطلاحات انگلیسی مرتبط با ازدواج در انگلیسی

 

تفاوت married to  و married with

1/5 - (1 امتیاز)
موسسه گاما شیراز

مژده آتش آب پرور

دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات انگلیسی و علاقه مند به هر چیزی که مرتبط با دنیای زبان انگلیسی باشد!

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کارشناسان ثبت نام زبان
×