کمک آموزشی زبان

داستان کوتاه فرانسوی + ترجمه و معرفی کلمات 📖

در اینجا و در مقاله های آینده ما برای شما انواع داستان های کوتاه فرانسوی را مینویسیم. خواندن داستان برای خیلی از علاقه مندان به یادگیری زبان جذاب و شیرین است. یادگیری و تنوع کلمات , مرور گرامر و آشنایی با سبک نویسنده ها و رفتن به دنیای زبانی دیگر در داستانها بسیار برایتان شیرین خواهد بود.

در طول آموزش یک زبان شما قواعدها  و لغت را یاد میگیرید قطعا استفاده از آنها در مکالمات و خواندن کتابها برایتان  بسیار جذاب خواهد بود. هنگامی که شما به یک سطح از زبان میرسید به شکل ناخودآگاهی به این سری مطالب یا داستان و حتی دیدن فیلم یا گوش دادن به موزیک نیاز پیدا میکنید.

چرا داستان کوتاه فرانسوی؟

1-زمانی که شما در حال یادگیری زبان هستین با خواندن داستانهای کوتاه لغات بیشتری در کوتاه ترین زمان یاد خواهید گرفت.

2-از اینکه یک داستان را تمام میکنید و لغات آن را یادگرفتیه اید احساس رضایتمندی دارید.

3-کم کم با شیوه نگارش و داستانهای فرانسوی آشنا میشوید و شروع خوبی برای داستانهای بلندتر و حتی رمان خواهد بود.

4- انگیزه ای خواهد بود که داستانهای دیگر را نیز در مقاله های آتی بخوانید.

امیدوارم از  این داستان لذت ببرید 🙂

                                                                                 
                                                            Histoire d’un pauvre garçon 
                                               

Il y a très longtemps, dans une ville, vivait un pauvre garçon, qui n’avait ni père ni mère ; il était orphelin. Il habitait avec son oncle et sa femme, son oncle était très gentil, mais sa femme était une méchante sorcière, et elle le maltraitait
Un jour, la femme de l’oncle eut un garçon, qui se nommait Omar. Les deux enfants grandissaient ensemble. Omar détestait son cousin, il le privait toujours de jouer avec lui. Quelques jours plus tard, la fête de pâques arrive. Omar eut beaucoup de cadeaux, mais son cousin n’eut rien, il eut seulement le chagrin. Quand les invités arrivèrent, l’oncle demanda à son neveu de rester dans la salle de bain sans faire de bruit. Le pauvre est resté dans les toilettes affamé toute la journée. Il a demandé à son oncle un peu d’argent pour acheter quelque chose, mais il a refusé. Quand le petit voulut sortir de la maison pour faire un tour, il a trouvé une pièce de deux dirhams. Alors, il est allé à la boulangerie pour acheter du pain. Alors qu’il rentrait, son oncle l’aperçut et il lui dit qu’il lui avait volé son argent, et il l’a chassé de la maison. Notre héros est devenu un clochard. Et comme, il était petit, il ne pouvait pas se défendre, et les grands le maltraitaient. Ils lui volaient son argent et sa nourriture. Un jour, un grand clochard, s’est battu contre lui, car il ne voulait pas lui donner son argent. Le pauvre garçon avait des blessures sur tout le corps. Quelques jours plus tard, un homme l’aperçut dans cet état,il l’emporta chez lui et sa femme le soigna.le garçon a vécu avec eux une heureuse vie

داستانی درباره پسری فقیر

خیلی وقت پیش، در شهری، پسر فقیری زندگی می کرد که نه پدر داشت و نه مادر. او یتیم بود او با عمو و همسرش زندگی می کرد، عمویش بسیار خوب بود، اما همسرش جادوگر بدی بود و با او بدرفتاری می کرد.

روزی زن عمو پسری به نام عمر داشت. دو بچه با هم بزرگ می شدند. عمر از پسر عموی خود متنفر بود، او را همیشه از بازی با او محروم می کرد. چند روز بعد جشن پاک فرا می رسد. عمر هدایای زیادی گرفت، اما پسر عمویش چیزی نگرفت، فقط غمگین بود. وقتی مهمان ها آمدند، عمو از برادرزاده اش خواست که در حمام ساکت بماند. بیچاره تمام روز را گرسنه در توالت نشست. او برای خرید چیزی از عمویش پول خواست، اما او نپذیرفت. وقتی کوچولو خواست برای قدم زدن از خانه خارج شود، یک سکه دو درهم پیدا کرد. پس برای خریدن مقداری نان به نانوایی رفت. وقتی به خانه می آمد عمویش او را دید و به او گفت که پولش را دزدیده است و او را از خانه بیرون کرد. قهرمان ما تبدیل به یک ولگرد شده است. و چون کوچک بود نمی توانست از خود دفاع کند و بزرگان با او بدرفتاری کردند. پول و غذای او را دزدیدند. روزی ولگرد بزرگی با او جنگید چون نمی خواست پولش را به او بدهد. پسر بیچاره تمام بدنش زخم بود. چند روز بعد مردی او را در این وضعیت دید، او را به خانه برد و همسرش او را مداوا کرد.

در نهایت پسر با آنها زندگی خوشی را سپری کرد.

کلمات در داستان

شهر ville
فقیر pauvre
پسر garçon
یتیم orphelin
مهربان gentil
ظالم , بدجنس méchante
جادوگر sorcière
مهمانها les invités
برادرزاده neveu
حمام la salle de bain
منزل la maison
کوچک petit
دادن donner
سرانجام Finalement
موسسه گاما آموزشگاه برگزیده سال موسسه گاما شیراز

نوشته های مشابه

یک دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *